خرید بک لینک

گاهی از خیال، مست میشوم

فکر میکنم همان که نیست، هست

میشود 1 محض را شنید

میشود کنار هیچ کس نشست

 

گاه شکل هیچ، در هوای هیچ

از خودم کمی عبور میکنم

چند گام در سکوت میروم

مثل یک شبح ظهور میکنم

 

با هجوم یک شبح شبیه خویش

تند میدوم به سمت پرتگاه

میپرم به عمق عمق یک سکوت

میپرد شبح ولی به اشتباه!

 

میپرم از آن خیال و ناگهان

شهرها و کوچهها و خانهها ...

بامها و شاخهها پر از سکوت

خالی از پرنده آشیانهها

 

خالی از خیال، پرسه میزنم

میربایم از کسی خیال را

از سکوت او فرار میکنم

میبرم به خانهام محال را

 

خانهام میان کوه و جنگل است

چشمهها و رودها و دشتها

من سکوت قلهام، صدای باد

داستان پوچ سرگذشتها

 

داستان ما تمام میشود

شکل وَهم دوردست میشویم

فکر میکنیم آنکه نیست، هست

از خیال، مستِ مست میشویم

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 0:41

صفحه بندی